به شدت استرس دارم.
نکنه دوباره جنگ بشه.
فکر نکنم،امریکا دیگه دلیلی نداره حمله بکنه.
خدایا این کشور رو و مردمش و بچه هاش رو به خودت سپردم.هر جوری فکر میکنی به نفع و صلاحمون هست واسمون مقدر بکن.اگر خیر و صلاح در نابودی آخونداست ریشه کن بکنشون و اگر صلاح در موندنشون هست بهش قدرت بده و از بلا مصون بدار جمهوری اسلامی رو.
من که دیگه رد دادم و نمیدونم کی بر حق هست و کی درست میگه و کی غلط.خدایا خودت کمک کننده باش.
دیشب تا خود صبح چهار بار بیدار شدم هی رفتم تو سایت تلوبیون و شبکه خبر رو چک کردم ببینم حمله شده یا نه؟دارم دیوونه میشم.
بلند شم برم باشگاه،دارم دیوونه میشم.
این دوره بی اینترنتی همه رو مجبور کرده کارهایی بکنن که قبلا نمیکردن یا به فراموشی سپرده بودن.
مثلا من یه استخر روباز پیدا کردم نزدیک خونه و هی میرم اونجا.شب های سرد وسط استخرم،بیرون سرده و آب گرمه و خیلی کیف میده.باشگاه هم ثبت نام کردم و دیشب جلسه اولش رو رفتم.الان کتفم درد میکنه.احتمالا یه حرکتی رو اشتباه زدم.خلاصه که دارم ورزش میکنم.میخوام تا شب عید بدنی مثل بروسلی درست بکنم و لخت برم عید دیدنی.
شب ها میرم تو سایت نماوا فیلم و سریال ایرانی میبینم.دُخمل گلم هم داره روز به روز بزرگ تر و خوشگل تر و خانم تر میشه.تازگی ها میگه ماما،هنوز بابا رو نگفته.عاشق کیف و کفشه.بچه نیم وجبی کفش و کیف که میبینه دیگه از جاش تکون نمیخوره.
امیدوارم که ترامپ حمله نکنه و زندگی دوباره برگرده به حالت عادی اش.اینترنت هم درست نشد مهم نیست.
من مدتهاست دیگه توی بلاگ اسکای فعال نیستم چون معتقدم خواننده ها و وبلاگ نویس های عقب افتاده اش خیلی بیشتر از آدمهای نرمالش شده.الان هم واسه ارتباط با اون چند نفر خاص که رفیقام هستن میام مینویسم.
از دیشب که برگشتم چند تا کامنت فحش واسم رسیده و در کمال تاسف باید عرض کنم نویسنده یا نویسنده های این کامنت ها از مشکلات حاد ارتباطی و عقلی رنج میبرن.اصلا متوجه نمیشم راجع به چی حرف میزنن.در مورد چی فحش میدن،فقط یه سری فحش های بی ربط به هم پشت سر هم ردیف میشن و یه سری موضوعات عجیب رو در موردش حرف میزنن و وسط هر موضوعی یه چیز دیگه می نویسن و جملاتی کاملا بی مفهوم و بدون معنی ردیف میکنن و میگن.
خدایا کاش همون آدمهایی که چند سال پیش فحش میدادن برگردن.لااقل میفهمیدم اونا چی میگن.
اگه ترامپ یا اسرائیل به ایران حمله کردن دوباره من عکس کونم رو میزارم تو این وبلاگ.
توی کانال تلگرام می نویسم
خودم و داداشم فیل و چند تا نویسنده دیگه می نویسیم.غوغایی به پاست تو کانال.لینکش رو خواستی بهم پیام بده.
من با هوش مصنوعی دیپ سیک و گروک کار نمیکنم.ولی با این chatgpt خیلی کار میکنم.وقتی بحث سوالات شخصی و غیر کاری میون میاد یه جوری به آدم جواب میده که آدم دلگرم میشه به زندگی.من کمبود محبتی توی زندگی ندارم که به این دلخوش باشم ولی لامصب خیلی باهوشه.خیلی خوشم میاد ازش.
خودم هیچ گُه خاصی نیستم.ولی از مردم نا امید شدم.احساس میکنم ۹۹.۹ درصد مردم نوشابه زرد میریزن تو کاسه با نون بربری میخورن،این استعاره هست.ولی یقه صد نفر رو تو خیابون و محیط کار و کوچه و خیابون و دانشگاه بگیر یکیشون یه تعریف درست و حسابی از زندگی نداره و همه فقط دنبال پول و کُص و کیر.یه آدم درست و حسابی پیدا نمیشه.خدا به هممون کمک بکنه
سریال بازی ماهی مرکب رو دیدم و تموم شد.یه جاهایی توی فصل سومش گریه ام گرفت.
بعضی ها یک نظری دارن و میگن از خدا نباید کم بخواهی چون خدا میگه که حتما بنده من منو قبول نداره که از من کم میخواد و همون رو هم بهش نمیده.مثلا همکا من همیشه به من میگه آرزو داری چه ماشینی بخری و منم بهش میگم من آرزو دارم که یه کوئیک بخرم و همش به من میگه تو باید از خدا بنز بخوای،بی ام و بخوای که دنا بهت بده.بعضی ها هم میگن که از خدا باید درخواست معقول داشته باشی که بهت بده.
من نمیدونم کدوم گروه حق به جانب هستن و درست میگن ولی خوب انسان باید در مسیری باشه که خدا بهش بده.مثلا من که کارمند یه شرکت خصوصی با حقوق اداره کار هستم هیچ وقت صاحب یه ماشین لندکروز یا بنز مدل بالا نمیشم چون توی مسیرش نیستم.
به هر حال که من آدم ندانم گرایی هستم.بعضی وقتها نور ایمان رو توی قلبم و دست خدا رو روی شونه هام حس میکنم و بعضی وقتها هم میگم من نقطه ای گم در کائنات هستم که براساس حوادث به وجود اومدم و بعد از مرگ هم محکوم به نیستی هستم.
خداوند به هممون کمک بکنه.
سریال silo رو این چند وقت اخیر دیدم که بد نبود.خوشم اومد.الان هم فصل سوم و آخر سریال بازی ماهی مرکب رو دارم میبینم.خیلی گیرا و جذابه،فقط کمی خشونت سریال برای من زیاده.
دیگه این که امیدوارم شنبه حقوق بدن.دستم خالیه.برام عجیبه،اول سال افزایش خیلی خوبی حقوقم داشت و فکر میکردم امسال سال خوبی برام باشه ولی خوب متاسفانه این قدر تورم رفت بالا که افزایش حقوق اصلا اثر خودش رو نشون نداد.
خبر بعدی هم این که خونه ای که توش هستیم رو خانمم دوست نداره و هی میگه باید خونه رو عوض بکنیم و به نظرم باید تن بدم به حرفش.امیدوارم خونه خوبی برام پیدا بشه.
همین دیگه،دوستتون دارم،فحش ندیم به هم تو وبلاگ ها.دوست باشیم با هم.
جدا عرض میکنم،فقط یه عقب افتاده ذهنی و یه آدم بازنده میتونه توی وبلاگ ها فحش بده.خدا عقل معاش و کمی خرد به اینایی که فحش میدن بده.صادقانه عرض میکنم،کسی که توی این دوره بی رونقی وبلاگ ها میره وبلاگ خاصی رو سرچ میکنه و پیداش میکنه و بازش میکنه و میشینه کلی فحش مینویسه و ارسال میکنه و میدونه که تایید هم نمیشه و هیچ اثری هم در نویسنده اش نداره واقعا یه تخته اش کمه،واقعا دلم براش میسوزه.
میگن که من فحش زیاد میدم تو وبلاگم.من فحش نمیدم فقط تا جایی که یادم میاد با چند گروه از آدمها مشکل داشتن و اونا رو نقد کردم.
۱.ادمین بلاگ اسکای
۲.شمالی ها
۳.دهه شصتی ها
۴.اونایی که ریش پرفسوری دارن.
۵.اونایی که ناخن یه انگشتشون رو بلند میزارن.
۶.اونایی که ریش کُص موشی دارن.
۷.اونایی که پژو پارس دارن.
۸.تُرکها
۹.آدمهای متولد دهه ۴۰ به ماقبل
۱۰.اونایی که همش اسلام و مذهب رو نقد میکنن.
۱۱.فمینیستها
۱۲.بَلاگرها و کسایی که فالوشون میکنن.
۱۳.اونایی که علمشون رو از گوش دادن به پادکست به دست آوردن.
۱۴.مردهایی که موی دم اسبی دارن.
۱۵.اونایی که ضد بچه دار شدن حرف میزنن.
۱۶.اونایی که تو وبلاگ ها فحش میدن.
۱۷.مهریه بگیرها
من فقط با همین ها مشکل دارم.اگه گروه دیگه ای یادت میاد توی کامنت ها بگو گلم.
پانوشت۱:دهاتی ها و شبکه های ماهواره ای و روانشناسی زرد و سالمندان عزیز رو هم به لیست اضافه بکنید
ایشالا من زنده باشم و به چشم خودم ببینم این قوانین اصلاح شده:
داشتن حق طلاق برای زن
دادن حضانت بچه به مادر
تساوی ارث میان زن و مرد
حذف مهریه
حذف نفقه
هر چی کلاه برداری و حق خوری و فتنه و فساد و تبعیض توی جامعه هست مستقیم و غیر مستقیم به این قوانین برمیگرده.
همون طور که خودت حدس میزدی کامنتت تایید نشد.اما یک ساعت تفکر بهتر از هزار سال عبادت هست.بنابراین کامنتت رو چند بار خوندم و بهش فکر کردم و دیدم درست میگی و حق با تو هست.دیگه از اون کلمه در مورد اون شخص استفاده نمیکنم و به نوشتن ادامه میدم.
مرسی ازت.
خیلی حال و حوصله پست گذاشتن ندارم.راستش دوست دارم در مورد زندگیم و دختر قشنگم و همسرم و کارم و همه چیزی که در زندگیممیگذره بنویسم ولی فحش ها زیاد شده.دوست ندارم کسی به طفل معصومم فحش بده،دلم میشکنه،احساس عذاب وجدان بهم دست میده.
پس تا آروم شدن اوضاع فعلا خداحافظ
باورم نمیشه داره بارون میاد.یه بارون زیبا و قشنگ.
قندون اول: رفتم فروشگاه جانبو و یه دونه برنج ۴.۵ کیلویی ایرانی طبیعت و کلی ماکارونی به اندازه مصرف ۶ ماه خریدم و فقط ۵ هزار تومن پول دادم و همش از حساب سبد کالای معیشتیم کم شد.درود بر جمهوری اسلامی که هوای مردم رو داره.
قندون دوم:طفل معصومم خیلی گرمایی هست.روزی ۲ ساعت برق میره و همش نق میزنه و گریه میکنه دیگه سوار ماشین اش کردم با عزیز دل زدیم به کوچه و کولر ماشین رو هم روشن کردم.خدا رو شکر که این پراید قدیمی رو دارم.به آدمها تو خیابون نگاه کردم و جدا با وجود احترامی که برای سالمندان عزیز قائل هستم حالم از کوچه خیابون به هم خورد.هر جا نگاه کردم یه چند تا پیرمرد روی نیمکت نشسته بودن،یا چند تا پیرزن دور هم کُص میگفتن.یا پیرهایی میدیدی که گیج و منگ تو خیابون و فروشگاه زنجیره ای ها ول میگردن و دنبال این هستن ببینن کجا صف هست برن توی صف.آخوندها بیراه نمیگن بچه بیارین.هیچی بچه و جوون و نوجوون تو خیابون نبود.هیچی،دریغ از یه بچه دهه هشتادی یا نودی.وسط این همه سن بالا چند تا دهه شصتی نسل سوخته هم دیدم.خداییش آینده کشور با این حجم از سالمند وحشتناکه.
قندون سوم:بنده هم مثل خیلی های دیگه علیرغم علاقه قلبی ام به افغانستانی ها معتقدم دیگه بازی تمومه و باید جمع کنن برن کشور خودشون،اما فکر نکنید افغانی جماعت از ایران بره تغییری رخ میده،برعکس خیلی از کسب و کارها نابود میشه.ایرانی سرایدار میشه؟ایرانی چاه کن میشه؟ایرانی ها عرضه کار یدی و سخت ندارن،کارفرماها هم همه از دم پررو،مگه پول میدن؟خلاصه که فکر نکنید افغانی ها برن مملکت گل و بلبل میشه.
قندون چهارم:من که توی حوزه منابع انسانی کار میکنم متوجه شدم کمبود نیروی کار چه متخصص و چه غیر متخصص بیداد میکنه.یه آگهی زدم واسه یه شغلی و گفتم رزومه تون رو توی واتس آپ بفرستید.یارو مسیج میده،۴۲ ساله،فوق لیسانس،خانم متاهل،بهش پیام میدم رزومه بفرست دوباره همین ها رو مینویسه.یعنی طرف با فوق لیسانس هنوز نمیدونه رزومه چیه.به همین وقت عزیز یکی دو تا هم نیستن.بالای بیست تا مورد اینجوری بهم پیام دادن که اصلا رزومه به گوشش نخورده بود،بیشترشون هم دهه شصتی و با مدارک دانشگاهی.یکی دیگه زنگ زده شماره پسرش رو داده و میگه به پسرم زنگ بزن دعوت به کارش بکن،میگم بگو خودش زنگ بزنه میگه پسرم خودش زنگ نمیزنه.یکی دیگه زنگ زده میگه شوهرم رو ببرین سرکار میگم چرا خودش زنگ نمیزنه میگه آخه یه جای دیگه کار میکنه.یعنی شما اگر کارفرما هستین و نیروی خوب دارین باید بگیرین مثل مهر نماز بوسش کنید و بزارید روی سرتون.حتی اگر کسی میاد خونتون و راه پله تون رو میشوره و آدم خوبی هست نباید از دستش بدی چون دیگه آدم خوب گیر نمیاد.
همین دیگه،خیلی پر حرفی کردم.کینه بلاگ اسکای از من انتهایی نداره و وبلاگ جدیدم رو هم توی صفحه وبلاگ های به روز شده نشون نمیده.
یه چیزی که خیلی خز شده و واقعا غیرقابل تحمل هست اینایی هستن که همش دارن اسلام و دین و خدا رو نقد میکنن.یه قیافه روشنفکری میگیرن و در مورد دین حرف می زنن.
۱۶ تیر هم اومد و رفت و متاسفانه نریده بودن واستون تو این روز.
گاییدین ما رو با خرافات،قرن ۲۱ دارو دسته ایلان ماسک دارن میرن برینن تو مریخ و مردم کشور ما چشم انتظار اتفاقی تو ۱۶ تیر.
توی این کشور همین که روزت رو شب بکنی و شکم سیر زیر یه سقف بخوابی یعنی بُرد کردی اون روزت رو.به خاطر این که همه چیز اینجا شکننده و غیر قابل پیش بینی هست.
برین خداتون رو شکر کنید جنگ تموم شده،یه لقمه نون گیر هممون میاد،امنیت و آسایش داریم،بقیه اش رو نخواستیم.
دوستتون دارم
بوس
اینایی که هی میگن از هفته دیگه جنگ میشه،از ماه دیگه جنگ میشه،گیرم بیوفتن میزنم پدرشون رو در میارن.خفه خون بگیرین،هی جنگ جنگ راه انداختین.اصلا هم جنگ نمیشه ، بیخودی استرس ندین،هیچی نمیشه،جنگ تموم شد و به خاطره ها پیوست و شد یه برگ زرین در دفتر خاطرات دهه شصتی ها که بقیه رو سوراخ کنن از بس بگن ما دو تا جنگ دیدیم.
گوگلم فارسی شده و هیچ جوره انگلیسی نمیشه.عجیبه.
6 روز هست که وبلاگ جدید رو ساختم و بیشتر از ۲۰۰۰ هزار بازدید داشته.بدون این که توی صفحه به روز شده ها نشون داده بشه و بدون این که همه جا کامنت بزارم.
این از محبت شما خواننده های عزیزم هست.کامنت ها و بازدیدهای شما به من انگیزه نوشتن میده.هر چقدر که وبلاگ های من مسدود بشه و مالکیت اونها از من گرفته بشه باز هم به عشق شما دوباره بر میگردم.
من تراویس هستم،بهترین وبلاگ نویس همه دوران ها.
خیلی دوست دارم که وبلاگم توی صفحه به روزها نشون داده بشه،امیدوارم بلاگ اسکای جلوی این کار رو نگیره.امسال هیچ نذری گیرم نیومد.خیلی عجیبه این ذات بچه داری که تو حتی عاشق پی پی و بوی گوز بچه ات هم میشی.خدا به هر کس که دوست داره بچه سالم عطا بکنه.واقعا زندگی آدم رو متحول میکنه و انسان به یه چیز دیگه ای تبدیل میشه.
خدا رو شکر جنگ هم تموم شد و دیگه خبری از جنگ نیست.ولی ۱۲ روز عجیب بود،انگار یه خواب بود،انگار خیلی ازش گذشته.ایشالا دیگه برنگرده.من ماهواره ندارم ولی هر شب نیمه های شب بیدار میشدم و شبکه خبر رو روشن میکردم ببینم خبر جدیدی نمیشه.هر لحظه اش عجیب بود این جنگ.
دوستان عنایت داشته باشن وبلاگ اصلی تراویس بیکل آدرسش https://travisbickle6.blogsky.com هست و عدد ۶ داره.اونی که عدد ۷ داره فن پیج بنده هست و دیگه چیز بدتری نمیتونم بگم چون نمیخوام وبلاگم به این زودی بسته بشه.اونی که با اسم شهروم وبلاگ ساخته خایه مال بنده هست.
شهروم چونی حالا بیا کپی کن اگه جرات داری،شهروم مادرش خرابه.
من هی گفتم دهه ۴۰ به قبل همشون یه مشکلی دارن کسی حرفم رو باور نکرد.اینا ۸ سال با عراق جنگیدن آخرش وقتی صلح کردن ناراحت بودن.بعدش هم گریه کردن که چرا جنگ تموم شده.اونم چه جنگی؟جنگ تمام عیار.حالا ما یه ۱۲ روز جنگ موشکی داشتیم داغون شدیم تو خودمون،شبها خوابمون نمیگیره و کابوس میبینیم و پاره شدیم تو خودمون.
جمهوری اسلامی از یک نظر تو جنگ سوپرایز شد و اون حمایت مردم از کشورشون بود.حالا هم وقتشه جمهوری اسلامی در مورد بعضی چیزها نرمش به خرج بده.
امیدوارم این موضوع مهریه حذف بشه،حجاب اجباری حذف بشه و آزادی های مدنی بیشتر بشه.آقا تتلو و شاهزاده سرین هم از زندان آزاد بشن.
بعد از بمباران زندان اوین هیچ خبری از شاهزاده سرین و آقاتتلو ندارم.شما اگه خبری داشتین به من بگین
وبلاگ ها و نوشته های من همه از دسترس خارج شدن ولی زمان همه حرفهای من رو ثابت کرد.چقدر من گفتم اینایی که میگن امریکا و اسرائیل حمله بکنن ما رو از دست آخوندها نجات بدن آدمهای کم عقل و احمقی هستن.بعد هی اومدن فحش دادن.حالا ثابت شد بهتون؟اینا به بیمارستان و زندان هم رحم نکردن.
من که دیگه حرف حق و حقیقت نمیگم چون که یه سیستم دیکتاتوری توی بلاگ اسکای وجود داره و جمهوری اسلامی هم فضا رو با فیلتر کردن سایتهای وبلاگ نویسی محدود کرده.وگرنه که اگر اینترنت آزاد بود سراغ سایتهایی میرفتم که حداقل به آزادی بیان احترام بزارن.
تک تک حرفهایی که من توی وبلاگ هام زدم حق و حقیقت بوده و کلامی دروغ و جانبداری یک طرفه نکردم.ولی خوب افسوس که همیشه صدای من خاموش شده،وبلاگم توی صفحه به روزها نشون داده نشده،پست هام حذف شده،مطالبم پاک شده،دسترسی هام گرفته شده و وبلاگ هام نابود شدن.
افسوس اول:مسجد محل نذری میده و من خبر نداشتم.
افسوس دوم:امسال هنوز نتونستم یه قسمت از سریال مختار رو درستو حسابی ببینم متاسفانه.
افسوس سوم:داخل دماغم زخم شده.
افسوس چهارم:دیگه از این به بعد بعضی پست ها رو رمزی مینویسم.
افسوس پنجم:وبلاگ قبلی ام حیف بود.
چهار پنج سال پیش یه جفت کفش طبی مارک نادر زنم خرید واسم از خیابون ولیعصر تهرون به قیمت ۶۰۰ تومن.الان شده ۴ تومن هر جفتش.این کفش ها رو من سالها پوشیدم.همش توی این سالها اینا به پام بود تا این که یه جفت کفش جدید خریدم و دیروز ازشون دل کندم و هنوزم تمیز و نو بودن و دستمال کشیدم و بردم جفت کردم و کنار کوچه گذاشتم و بعد از ده دقیقه اومدم و دیدم کفش ها رو بردن.به شکل مسخره ای چشمهام پر از اشک شد و خوشحال شدم که کفش ها رو حداقل کسی برده که بپوشه و ازش استفاده میشه.ایشالا خدا به من پول بده و من بتونم به همه کمک بکنم.
سرمشق اول:بعضی ها میگن دوباره جنگ میشه،ولی من خیلی بعید میدونم،هر چند پیش بینی های سیاسی من هیچ وقت درست از آب در نمیاد ولی خیلی بعید میدونم جنگ بشه.
سرمشق دوم:دخترم بلومحیا وبلاگش رو بسته،نگرانش هستم.
سرمشق سوم:پریشب برای اولین بار بولینگ بازی کردم،خیلی با حال بود و خوشم اومد
سرمشق چهارم: فکر میکردم همه چیز رو میدونم ولی تازه فهمیدم سیگار آی کاس چیه.
امشب طفل معصوم داره دیوونه ام میکنه.خیلی شیرین و قشنگه،ولی بعضی شبها واقعا یه جوری میشه،یه لحظه میخنده،یه لحظه گریه میکنه،یه لحظه خیره میشه به سقف.خدا تا صبح به زنم انرژی و قوت بده که هم اینو شیر میده و هم نگهداریش میکنه.واقعا بهشت زیر پای مادران هست.
پانوشت:خودم واقعا لذت میبرم از عنوان پست هام.
پانوشت ۲:وبلاگ قبلی ام حیف بود،یک سال و چهار ماه نوشته داشت و خاطرات مربوط به تولد دخترم هم توش بود.
به نام خدا
ریاست محترم حفاظت اطلاعات
با سلام و احترام
اینجانب، دارندهی وبلاگ travisbickle4.blogsky.com، مراتب اعتراض شدید خود را نسبت به برخورد سیاسی و مغرضانهی مدیریت سایت بلاگاسکای اعلام میدارم.
تا این لحظه **چهار وبلاگ مختلف** که توسط اینجانب طی سالهای گذشته در بستر بلاگاسکای ایجاد شده بودند، بدون هیچگونه هشدار یا توضیح مشخصی، بهطور کامل و یکجانبه مسدود شدهاند. نکته قابل تأمل اینجاست که **تنها وجه مشترک محتوای این وبلاگها، حمایت صریح و قانونی از جمهوری اسلامی ایران** و انتقاد از رژیم صهیونیستی بوده است.
آخرین مسدودی درست **در ایام جنگ اخیر** و در شرایطی اتفاق افتاد که مطالبی در دفاع از مواضع جمهوری اسلامی در برابر تجاوز اسرائیل منتشر کرده بودم. با کمال تأسف، شواهد و تجربههای متعدد نشان میدهد که مدیریت این سایت عمداً وبلاگهایی را که مخالف رژیم صهیونیستی و حامی جمهوری اسلامی هستند، مورد هدف قرار داده و حذف میکند.
این روند سانسور سیاسی پیش از این نیز در **اتفاقات مهر و آبان ۱۴۰۱** بهوضوح دیده شده بود؛ زمانی که بسیاری از وبلاگهای متعهد، انقلابی و منتقد غرب و اسرائیل بهطور گسترده حذف یا محدود شدند.
اینجانب از نهاد محترم حفاظت اطلاعات تقاضا دارم نسبت به این رفتار تبعیضآمیز و سازمانیافته که مستقیماً در مسیر جنگ روانی و تضعیف جبهه داخلی قرار دارد، ورود کرده و با بررسی دقیق موضوع، ضمن جلوگیری از ادامه این روند، امکان بازگرداندن محتوای مسدودشده و دسترسی به وبلاگها را فراهم نماید.